السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

137

تفسير الميزان ( فارسي )

و از جمله سؤالاتى كه مىكردند اين بود كه تاريخ قطعى به پا شدن قيامت را برايشان تعيين كند ، و خداى تعالى در اين باره مىفرمايد : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها » « 1 » بنا بر اين ، معناى اينكه در آيه مورد بحث مىفرمايد : * ( « قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ . . . » ) * اين خواهد بود كه : بگو من در آنچه كه شما را بدان دعوت مىكنم و در هر دستورى كه به شما ابلاغ مىنمايم براى خود مدعى هيچ امرى نيستم ، و خود را بيشتر از يك انسان متعارف نمىدانم ، با اين حال ، اين چه شاخ و شانه اى است كه براى من مىكشيد و به خيال خودتان مىخواهيد مرا نسبت به توقعات خود ملزم كنيد ؟ مگر من گفته‌ام كه كليد خزينه هاى الوهيت را در دست دارم كه انتظار داريد نهرهايى براى شما جارى ساخته و يا بهشتى و يا خانه اى از طلا برايتان بيافرينم ؟ يا مگر ادعا كرده‌ام كه غيب ميدانم ، تا از هر چيزى كه پشت پرده هاى غيب نهان است ، مانند روز رستاخيز ، شما را خبر دهم . يا مگر ادعا كرده‌ام كه من فرشته‌ام كه اينطور سرزنشم مىكنيد و غذا خوردن و رفتن به بازار را - به منظور كار و كسب - دليل بر بطلان شريعت و دينم مىگيريد ؟ . * ( « إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ » ) * اين جمله بيان مىكند آنچه را كه رسول اللَّه ( ص ) حقيقتا مدعى آن بود ، و خلاصه بيان مىكند معناى جمله : « إِنِّي رَسُولُ اللَّه » را و اينكه اگر مىگويم : من پيغمبر خدايم معنايش اين نيست كه خزينه هاى خدايى در دست من است يا من علم غيب دارم و يا من فرشته اى هستم ، بلكه تنها ادعايم اين است كه خداى تعالى هر مطلبى را كه بخواهد به من وحى مىكند . در اينجا ادعا نفرمود كه به من وحى مىشود ، بلكه اصل وحى را مسلم گرفت و گفت : من پيروى نمىكنم مگر همان دستورهايى را كه به من وحى مىشود . و اين طرز بيان براى اين بود كه دلالت كند بر اينكه رسول خدا ( ص ) مامور به تبليغ حقايقى است كه به وى وحى مىشود ، و جز پيروى از آن دستورات وظيفه ديگرى ندارد ، گويا وقتى گفت : نمىگويم فلان و بهمانم ، كسى مىپرسد ، اگر چنين است و تو هم مثل ما بشرى عاجز و ناتوانى پس چه مزيتى بر ما دارى كه به خاطر آن ما مجبور به پيروى از تو باشيم ؟ و با اين حال حرف حسابيت با ما چيست ؟ چون جاى چنين سؤالى بود لذا فرمود : من پيروى نمىكنم مگر دستورهايى را كه به من وحى شده ، و آن اين است كه شما را بشارت به نعيم بهشت داده ، از عذاب دوزخ بترسانم ، و به سوى دين توحيد دعوتتان كنم . دليل بر اينكه اين جمله جواب از سؤالى است مقدر ، اين است كه بعدا مىفرمايد :

--> ( 1 ) از تو ، از قيامت سؤال مىكنند كه چه وقت است وقوع آن . سوره اعراف آيه 186